شارژ سیم کارت
www.barancharge.com
خرید شارژ ایرانسل همراه اول تالیا از طریق اینترنت
www.barancharge.com
خرید شارژ ایرانسل همراه اول تالیا از طریق اینترنت
به نام خدا
چند وقتیه که می خواهم درباره سیاست بنویسم اما با روحیه ام سازگار نیست اما چه کنم که این همه درد و انحراف را ادم ببینه وساکت بمونه خیلی سخته خدایا از جناح راست بنالم که ناراستر از هر ناراستیس ویا از متهمان به اصلاح طلبی( تنها چیزی که اینان نمیدانند اصلاحات است ما که نفهمیدیم چی رو می خواهند اصلاح کنند فکر می کنم خودشان هم نفهمیدن )از کدام باید بنالیم با اصطلاحات قشنگ مردم را می فریبند و منافع خودشان را پیش میبرنند باید مردم هوشیار باشند تا این عوام فریبان انها را فریب ندهند پس من نباید ساکت بشینم باید فریاد بزنم بخاطر ایرانم و مردم نجیببم اگر خدا بخدا این افراد را به نقد می کشم با توکل به خدای منان
ابراهام لینکل
زمین خوردن شکست نیست از زمین بلند نشدن شکست است
ایل پازوکی، (پازُکی، پیزُکی، بازوکی، پازیکی(لطفاًتغییرندهید.))، از ایلهای کرد ایران است که از نیمه دوم قرن ۹ق، بیش از یک قرن در مناطق شمالی دریاچه وان در کردستان ترکیه حکومت کردهاست.[۲] ایل پازوکی در زمان صفویه از کردستان ترکیه[۲] آمده و در خوار (گرمسار) و ورامین (پاکدشت) و تعدادی از روستاهای طرود و حصاربن فیروزکوه زندگی میکنند. مؤلف سفرنامه استرآباد، مازندران و گیلان در وصف ایل بازوکی مینویسد: اهل خود آرادان طایفه پازوکی و آسایشلو هستند که در عهد شاه اسماعیل [آنها را] از (کردستان ترکیه) آوردهاند. پازوکیها در دربار صفویان نفوذ داشتهاند حتی زبان کردی را فراموش کردند و به زبان ترکی آذربایجانی صحبت میکنند و به علت سکونت کنار فارس زبانها، فارسی را هم خوب صحبت میکنند. بسیاری میپندارند ترک یا رومی از (روم~آناتولی) میباشند در حالی که در جریان مهاجرت کردهای خراسان از کردستان ترکیه به خراسان بخشی از آنها در این مناطق باقی مانده و ساکن گردیدند. این ایل نباید با ایل روژکی که در شرفنامه نام ایلی کرمانج است اشتباه گرفته شود. [۱]
به دلیل پراکندگی و جا به جایی آنان در این چند سد سال موطن آنان را تا فارس نیز بردهاند و این شاید به خاطر خوب پارسی صحبت کردن آنان باشد به هر حال با توجه به منابع تاریخی، اسکان آنان در شمال و غرب دریاچه وان (کردستان ترکیه امروزی است.
اگر بخواهیم معنی پازوکی را همسان با پاتوکی بدانیم و معنای آن را نیز پاسدار شاه و بزرگان بدانیم به این نتیجه میتوانیم برسیم که این نام در زمان خاصی بر این سرزمین نهاده شد و به کل مردم آن تعلق گرفت اما این نام خاص را چرا فقط این قوم با خود تا به امروز حفظ کردهاست؟ زیرا اینان گروه خاصی بودند که بنا بر پیمانی به این منطقه آمده و در آن ناحیه ماندگار شدند و در اثر تغییر مرزها کم کم رو به عقب نشینی گذاشتند و اگر فراموش نکنیم بدلیسی نیز بر قدیمی بودن این قوم در آناتولی و امیر زاده بودن آنان تاکید میکند و آنان را از شعبات اصلی کرد نام میبرد. نظریه ما بر این که این قوم از بزرگان و باقی مانده طبقه خاصی از ارتشتاران و بزرگان ماد هستند از اینجا ریشه میگیرد که امپراتوری ماد مرزش در جایی قرار داشت که در همان زمان کشور کتپتوکه در صحنه تمدن جهانی هویت یافت و از آنجایی که تنها یک گروه خاص طبقاتی میتواند نام خود را پس از این همه سال حفظ کند نشان از بزرگی این قوم دارد و فرضیه ما را قوت میبخشد.
پیش از قدرت گرفتن صفویان دولتهای ایران در دوران ملوکالطوایفی با هر تدبیری که بود مرزهای اقوام ایرانی را به خوبی حفظ کرده بودند مرز ایران در شرق ترکیه امروزی با اردلان هم مرز بود و شمال ایران نیز در جنوب کوههای قفقاز با عثمانی مرز مشترک داشتند. از جمله شهرهای مهم آن روزگار که هنوز هم جوامع ایرانی را در خود حفظ کردهاند میتوان به، ارز روم، ارزنجان، بایبورت، سیواس، دیار بکر و قیصریه اشاره کرد و بقیه اقوام ایرانی که در ترکیه به صورت پراکنده زندگی میکنند مانند آنکارا، ترابزون که در غرب و مرکز و شرق زندگی میکنند. تمام سرزمینهای بالا تا پیش از جنگ چالدران سرزمین ایرانی به حساب میآمدند بنابراین اقوام ایرانی که عموماً کرد نامیده میشدند بعد از جنگ به سوی شرق کوچ کردند و پازوکیها نیز که در مرز زندگی میکردند به سوی شرق روی آوردند و چون ایرانی بودند به سوی دولت صفوی گراییدند. بنابراین میتوانیم اینگونه دریابیم که پازوکیها پیش از شاه اسماعیل اول تا قدرت گرفتن او در سرزمینی زندگی میکردند که سرزمین مادری و باستانی آنان بود که کاپادوکیه نام داشت. البته این نام به تمام سرزمینهای کشور باستانی کاپادوکی اطلاق میشدهاست و بعدها بر اثر جنگهای متوالی دوران صفوی که کم هم نبوده به سوی مرزهای کنونی ایران آمدهاند و بعدها بنا بر ویژگی آنان و تدابیر سیاسی به سایر نقاط کشور کوچ کردند.
سلام دوستان
چند روز پیش خبری شنیدم که قراره حکم سنگسار در صورت تصویب شورای نگهبان برداشته شود که اقدام بسیار بجایی است البته حکم حکم خداست ودر ان شکی نیست اما نکته مهم در باره ان این است که این حکم الهی مورد سوء استفاده دشمنان و مغرضان و نوکران انها قرار گرفته است وقصد دارند چهری کریه از اسلام وایران نمایش بدهند مثل فیلم سنگسار ثریا که خیلی هم بد بود لازم به توضیح است که اجرای این قانون بسیار سخت است چراکه برای اثبات ان باید چهار شاهد عادل بالغ عاقل وراستگو باشند که به چشم خویش صحنه جرم رادیده باشند می دانیم که کسانی که اقدام به چنین عملی زشت را می کنند بصورت محرمانه و مخفیانه است قابل رویت نیست حال فراهم اوردن چهارنفر که همه شرایط را داشته باشند و صحنه را ببیند امکان نداردپس در عمل این حکم اجراش خیلی سخته اما در این دوران که این همه دشمن برای حذف اسلام بسیج شده اند هوشمندانه است که به همان اعدام اکتفا کنیم خوشبختانه در مذهب تشیعه این امکان است که احکام را با جامعه امروز تطبیق دهیم که این یک امکان بزرگ و رو به پیشرفت در دین است ما باید با عملمان دین مان را به همه معرفی کنیم باشد که این عمل خوب باعث کمک به دین اسلام شود
شرار خود ببین و زلف سنبل
بر ان رنگ و روخش پروانه تر شو
سلام دوستان
گلشیفته فراهانی را همه می شناسند بازیگر معروف و موفق سالهای پیشین که به لطف خانواده هنرمند واستعداد خودش در سینمای ایران اسم و رسمی بهم زده بود متاسفانه به علل نامعلوم از کشور خارج شد چون درانجا کاری از پیش نبرد به یکسری از کارها یی دست زده که همه رو شرمنده کرده در جدید ترین مصاحبه اش با یک روزنامه فرانسوی گفته وقتی من 16سالم بود و بایک شال در خیابان راه می رفتم یک ادم بنیاد گرا به پشتم اسید پاشید نمی دانم چرا این دروغ بزرگ را گفته چون هر کس درایران اینو بشنوه خنده اش میگیره چرا که در ایران اصلا بنیاد گرا نداریم یکسری افراد مذهبی و معتقد به خدا و پیامبر و قران و ائمه هستند که مخالف بد حجابیند که اینها هم اقدام به پاشیدن اسید روی دختر 16 ساله نمی کنند چون همان خدا وپیامبر این کار را گناه می داند و عاقبت جهنم دارد خانم فراهانی اگر شما ازهر کی وهر چی داخل ایران ناراحت هستی هر چند بحق باشد حق ندارید وطن فروشی کنیدو نام ایران را خراب کنید
زمزمه عشق شنیدن گرفت
بازمهار دل دیوانه ام
بر کف ان بت خزیدن گرفت
اشتر مست دل مستانه ام
ره به خرابات چمیدن گرفت
تا که دلم لب به تمنا گشود
شعله عشق سربه جهیدن گرفت
تا به ابد مست تمنای تو بود
دل به تو داد درد خریدن گرفت
رفتی و ازرده شد افگار من
شمع بسوخت ناله دمیدن گرفت
شعله زدی بر همه احوال من
جان بسوخت سرو خمیدن گرفت
تا دل من رای تو اواز کرد
شعله عشق سر به وزیدن گرفت
سوختم و جان به تو دادم ولی
سنگدلی. راه به رفتن گرفت
همچو شمع هر شب سرا پا سوختن
عشق ان بود که پر پروانه سوخت
هم دل و هم جان و هم کاشانه سوخت
این خون عاشقان است امیخته در می ناب
خورشید را بگوید گلگون زمی چرا کرد
این چهره مشعشع هنگام رفتن خواب
تکبیر گو ندا زن وقت نماز عشق است
با خون وضو گرفته است بر بام عشق مهتاب
ننمایی به من ان چهره که خونین جیگرم
مرغی ازاد بودم هم نفس باد صبا
شعله عشق تو اتش زده بر بال و پرم
گرچه تو عهد شکستی به هوای دل خویش
نرود مهر تو هرگز ز دل دربدرم
تن تب دار من از اتش عشق شعله ور است
پدر عشق بسوزد که دراورد پدرم