نظر شیطان درباره حضرت علی(ع) چه بود؟

 

روزی گفتگویی میان شیطان و رسول خدا(ص) اتفاق افتاد که پاسخ شیطان به سوالات ایشان شنیدنی است.


باشگاه خبرنگاران جوان: پیامبر اکرم(ص) در خانه اُمّ سلمه  نشسته بودند.کسی از همسر ایشان اجازه ورود خواست.حضرت رسول(ص) فرمودند:ابلیس است، در را به روی او نبندید نمی خواهم راهش ندهید در را باز کنید و بگذارید بیاید .

وقتی ابلیس رو به روی پیامبر (ص) نشست، گفت من به اختیار خودم به اینجا نیامده ام، دو فرشته از جانب خداوند من را مأمور کردند تا جلسه ای با تو داشته باشم. حضرت فرمودند: من سؤالاتی دارم که تو باید به آنها جواب بدهی

حضرت رسول(ص) از شیطان پرسیدند: در این دنیا با چه کسی دشمن هستی؟

با تو! نسبت به شما دشمنی بسیار دارم. حضرت پرسیدند: چرا؟
 
 شیطان پاسخ داد: تو با این قدرت معنوی،مردم را هدایت می کنی و به آنها وعده قطعی می دهی که آنها را در قیامت نیز شفاعت خواهی کرد. تو مانع و مخل کار من هستی و زحمت مرا به باد می دهی.

حضرت رسول (ص) از شیطان پرسیدند: آیا با کس دیگری هم دشمن هستی، شیطان گفت:من با یاران و دوستان تو هم دشمن هستم. آنها وقتی گناه می کنند عاشق توبه هستند و از عذاب الهی دلهره دارند و به پدر و مادرشان احترام می گذارند. همچنین دشمن عالمی هستم که به علمش عمل می کند و دشمن کسی هستم که از کار خیر روگردان نیست.

نظر شیطان درباره حضرت علی(ع )

پیامبر اکرم(ص) از شیطان پرسیدند: نظرت درباره علی بن ابیطالب(ع)، وصی من چیست؟ شیطان پاسخ داد یا رسول الله امکان دستیابی به علی(ع) وجود ندارد. این آدم از نظر ما دست نیافتنی است؛چون به پروردگار عالمیان متصل است و ما نمی توانیم به او برسیم و من راضی هستم که او کاری با من نداشته باشد چرا که من طاقت یک لحظه دیدار او را ندارم چون نور الهی علی آنقدر قوی است که ما را دفع می کند

حضرت رسول(ص)فرمودند:شیطان! رفقای تو در این دنیا چه کسانی هستند؟ شیطان گفت:کسانی که پشت سر مردم غیبت می کنند و پایبند به نماز نیستند. حضرت رسول(ع)فرمودند: همنشینان تو چه کسانی هستند؟ شیطان گفت: شرابخواران و همچنین تمام زنا کاران در آغوش من هستند.

 پیامبر(ص) پرسیدند: وکیلان تو چه کسانی هستند؟ شیطان گفت:وکیلان من کم فروشان، و خزانه داران من کسانی هستند که خمس و زکات خود را پرداخت نمی کنند

پیامبر اکرم (ص) در ادامه پرسیدند: شیطان! سرور و شادی تو در چیست؟ شیطان پاسخ داد در این است که مردم قسم دروغ می خورند. حضرت فرمود چشم تو را چه چیزی کور می کند؟ شیطان گفت کمکی که به مستمند در تنهایی می شود. پیامبر فرمود گوش تو را چه چیزی کر می کند؟ شیطان گفت وقتی امت تو دستانشان را به سوی پروردگار بلند کرده و یا الله و یا رب می گویند

مسجد شیطان کجاست و چه کسانی مؤذن او هستند؟

پیامبر (ص) از شیطان پرسیدند: مسجد تو کجاست؟ شیطان گفت بازارهایی که پر از غش و تقلب در اموال باشد.

پیامبر خدا(ص) فرمود :با چه کسی هم غذا هستی؟

شیطان گفت:زنان و مردانی که بر سر سفره، نام خدا را نمی برند.

رسول خدا(ص) فرمود:چه کسی پیش تو عزیز است؟

شیطان گفت:کسی که دائم غرق در معصیت است و معصیت را برای لحظه ای تعطیل و رها نمی کند .

حضرت رسول(ص) از شیطان پرسیدند: آیا تو مؤذنی هم داری؟

شیطان گفت: کارگردانان و مطربان شبانه، مؤذن من هستند. حضرت فرمود شکار تو چیست؟
شیطان گفت مردان چشم چران. پیامبر پرسید چه کسی را بیشتر از همه دوست داری؟ شیطان گفت کسی که با اخلاق و زبانش آرامش یک جامعه و خانواده را برهم می ریزد

شیطان از چه کسانی رضایت کامل دارد؟

پیامبر(ص) فرمود:شیطان از چه کسی رضایت کامل داری؟ شیطان گفت:از زنانی که با روی و موی باز با لباس و پوشش خود جلب توجه کرده، با آرایش بیرون آمده و دین مردم را غارت می کنند. (شیطان در حالی این سخنان را می گفت که آن زمان بدحجابی در شهر مدینه وجود نداشت)


منبع از کتاب انوار المجالس به نقل از کتاب سراج القلوب 

شعر برای کورش

به گزارش سرویس فرهنگی جام نیـوز، پروانه نجاتی از شاعران کشورمان به تازگی و در واکنش به یادکردن عده‌ای از کوروش و استفاده ابزاری از نام این پادشاه ایران شعری سروده است.

 

این شعر در ادامه می‌آید:

 

سلام شاهنشاه آریایی برتر

سلام از همه‌ی پادشاه‌ها بهتر

سلام بر تو و منشور صلح زیبایت

سلام بر همه اندیشه‌های زیبایت

من انقلابی‌ام اما نواده‌ات آری

مرید مردی و محو اراده‌ات آری

شنیده‌ام که تو آزاد بندگی کردی

میان حلقه توحید زندگی کردی

برای حق وحقوق از تو حرف بسیار است

کتاب و جزوه ندارد فقط شنیدار است

هر آنچه از تو و آزادی‌ات نشانی بود

همیشه مرجع آن گوشی فلانی بود!

تمام مخزن‌ها را تکانده‌ایم اما

سخن نوشته‌ای از تو نخوانده‌ایم آقا

مگر کانال تلگرام شهر را بلدی

که نیست غیر پیامک دو خط مستندی!؟

اگر چه نیست کتابی ز تو خیالی نیست

چه جمله‌های قشنگی ست پس ملالی نیست

وطن به عهد تو آبادتر شده گویی

ز چنگ دیو غم آزادتر شده گویی

همیشه مهر و محبت گرامی است آری

بهای خدمت هم نیکنامی است آری

هزار مرتبه چرخید چرخ طاقت سوز

هزار سال گذشت و رسید تا امروز

شنیده‌ام که پاسارگاد غرق شادی بود

کنار قبر تو بلوای اعتقادی بود

شنیده‌ام که کنارت پدر پدر کردند

برای شادی روحت ترقه در کردند

میان معرکه‌ی قیل و قال‌ها بودی

نگین حلقه‌ی گیسو شلال‌ها بودی

ز حرف‌های تو هر چند کم اثر دیدیم

زیاد روی بدن نقش فروهر دیدیم!

نه مرد سینه سپر کردن و خطر بودند

برای جشن تولد حماسه ور بودند!

نه خالکوبی بود و نه رنگ پر زوری

فقط به خاطر جو بود جو منشوری!

اگر چه در رگ آنها نبود همت تو

چه سجده‌ها که نکردند در ارادت تو

به ریش فکر پر آوازه‌ی تو خندیدند

و تا غروب کنارت زدند و رقصیدند!

شنیده‌ام که کنار تو بزم فالی بود

از اختلاط زن و مرد عشق و حالی بود!

میان همهمه سربسته بود فریادت

شرابخانه ی بی حرمتی پاسارگادت

به روزگار تو زن بود و گوهر عفت

به روز ار تو مردی نبود جز غیرت

تو با کدام زن عهد خویش رقصیدی؟

کدام پیکر پوسیده را پرستیدی؟

چگونه است که این رقص نازنین عربی ست

به دین که می‌رسد: این دین بد است! این عربی ست؟!

به تاج شوکت انسان دهن کجی کردند

به دین، به ساحت وجدان دهن کجی کردند

بی اعتنا به غم شیعه و عزاداری

فقط بساط هیاهو ...فقط ولنگاری...

نوادگان تو این‌اند!؟ وای بر میهن!

به شانه‌ها همه روییده مار، اهریمن

بهای عزت کشور گذشتن از جان است

کدام مو فشنی در صف شهیدان است؟!

قوام قدرت کشور صبوری و کار است

نه آن که در گره نفس خود گرفتار است!

اگر چه دور و برت سور و سات قلیانی ست

نواده‌ی تو فقط قاسم سلیمانی ست!

منادیان مرامت که پیلتن بودند

مدافعان قسم خورده‌ی وطن بودند

خوشا محافظت از مرز پر گهر کردن

خوشا میانه‌ی میدان مین خطر کردن!

در این مساحت دلگیر در هم و بر هم

بخواب کوروش جان سایه‌ات نگردد کم!