شعر استاد شهریار
شعري زيبا از مرحوم استاد سيّد محمّد حسين شهريار.
مادر و دختر و پسر!
مادري بود و دختر و پسري پسرک از مي محبّت مست
دختر از غصّه ي پدر مسلول پدرش تازه رفته بود ز دست
يک شب آهسته با کنايه طبيب گفت با مادر اين نخواهد رست
ماه ديگر که از سموم خزان برگها را بود به خاک نشست
صبري اي باغبان که برگ اميد خواهد از شاخه حيات گسست
پسر اين حال را مگر دريافت بنگر اينجا چه مايه رقّت هست
صبح فردا دو دست کوچک طفل برگها را به شاخه ها مي بست
...................(لغت معنی).....................
مسلول = مبتلا به بیماری سل. نخواهد رست = زنده نخواهد ماند.
به نام خدا